ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
42
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) صحرانشين هستم و بىادبى آنان در من هم هست . مرا اندرزى بده . فرمود : « چيزى از كار خوب و پسنديده را كوچك مشمار » . مالك بن حويرث ليثى كنيهاش ابو سليمان بوده است . گويد سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ، از ايوب ، از ابو قلابه ، از خود مالك بن حويرث ما را خبر داد كه مىگفته است * ما كه گروهى از جوانان بوديم به حضور پيامبر ( ص ) رفتيم و حدود بيست شبانه روز آن جا بوديم . او كه سخت مهربان بود ، فرمود : « چه خوب است به سرزمين خود برويد و احكام را به مردم خود بياموزيد و آنان را به اجراى آن فرمان دهيد ، به ويژه به آنان دستور دهيد همين كه وقت نماز فرا رسيد نماز بگزارند » . اسامة بن عمير هذلى او پدر ابو المليح هذلى است كه ايوب و جز او از او روايت كردهاند . گويد يزيد بن هارون ، از سعيد بن زربى ، از ابو المليح ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * در جنگ حنين همراه رسول خدا بوده است و باران تند مىآمده است . حضرت ختمى مرتبت به كسى فرمان دادهاند جار بزند نماز را كنار خيمهها و پناهگاهها بگزارند . عرفجة بن اسعد بن كرب عطاردى از قبيلهء تميم است . گويد عمرو بن عاصم كلابى ، از ابو الأشهب ما را خبر داد كه مىگفته است عبد الرحمان بن طرفة بن عرفجه براى ما نقل كرد كه * پدر بزرگش عرفجه بن اسعد در